°O°(♥‿♥)شمـــــــیم عشــــق(♥‿♥)°ºO

اینده کتابیست که امروز می نویسیش پس چیزی بنویس که فردا از خواندن ان لذت ببری

پروانه ها....

بنام او

میترسم...تاریکی،تیغ بر ابروی مهتاب نهاده و زندگی نقره داغ شود. میترسم روز، چادر عزای خورشید بر سر کند.

عطر باران خورده دلهایمان در ناملایمات پرید.

میترسم شانه های مردانمان که شان کوه دارند

در گسلها فرو نشینند و زنان که از هیچ زندگی میسازند

خودردی در هیچ شوند

نیمه راهی طی شد نیمه جانی مانده...

بارالها.... ارزو دارم در وارونگی فصل ها بهار بچرخد و بر زمهریر بچربد و فراوانی اغاز شود.

الهی در حسرت پروار پروانه ها بر سر انگشتان آرامشم...آرامش، آسایش زندگی بی دغدغه نصیب مردم کشورم بگردان.

 

آمین

ملینا قشقایی( منیژه)


[ شنبه 09 تیر 1397 ] [ 13:16 ] [ shamimeshgh_m ] [ ارسال نظر(31) ]